زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 2 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

اتفاق جديد...

1393/8/29 20:03
نویسنده : صبا بانو
362 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل من....ماماني ديگه سر كار نميره... ديروز من حالم خيلي بد بود به بابايي گفتم به داروخونه زنگ بزنه و بگه من يه ساعت ديرتر ميام ...وقتي حالم يكم بهتر شد رفتم سر كار ديدم اقاي ابراهيمي دست به كمر واستاده جلو در .... گفتم چي شده ؟ يه هو پريد بهم كه كجا بودين اين چه وقت سر كار اومدنه دكتر گفته ديگه نياين سر كار ... منم گفتم وقتي حالم بده نميتونم بيايم  بايد بتونم از خونه در بيام كه بيام سر كار ...! گفت به من ربطي نداره مشكل خودتونه خيلي دلم شكست ... زنگ زدم به بابايي اومد دنبالم  رفتم اداره  ككار و امور اجتماعي جريانو گفتم ... ههه فكر ميكني چي گفتن  گفتن كار فرما هر كار بخواد ميتونه بكنه  نميتوني كاكني نكن برو مرخصي زايمان برو از دكترت برگه بگير ببر اداره بيمه بعد ببر كار فرما امصا كنه تا از مرخصي استفاده كني ... م رفتم دكتر و برگه گرفتم ... بابايي صبح برگه رو برد مه ولي بيمه گفت بايد بريم بيمارستان ١٧ شهريور اگر تايد كنن بارداري پر خطر هست چند روز مرخصي ميدن ... اين به درد. نميخوره .... من قر بود تا عيد كار كنم  .. اما نشد .. من همه تلاشمو براي كمك به زندگي كردم ولي العان تنها نيستم  وجود تو برام با ارزش تر از دو سه ميليونييه كه قرار بود تو زندگي بياد .... خدا به دستاي بابات قدرت بده به من صبر تا زندگي رو براي اومدنت. املده كنيم

 

 

 

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد